6 عادت شرکتهای خصوصی موفق دنیا

عادت شرکتهای خصوصی موفق دنیا

 

1) داشتن اهداف عالی و همیشگی

کمپانی های بزرگ می دانند چه هستند و برای چه چیزی تلاش میکنند. مطالعات نشان می‌دهد زمانی که نیازهای اولیه یک فرد که ترتیب تامین آنها در هرم معروف مازلو وجود دارد، تامین شود، آن فرد می تواند شادتر باشد؛ حال حتی اگر آن فرد، کارمند یک شرکت باشد، پس از تأمین نیازهای اولیه اش، نیرویی بسیار کارآمدتر و مؤثرتر برای شرکت به حساب خواهد آمد، حتی اگر دستمزدی که می گیرد پایین تر از زمانی باشد که دارد در شرکت دیگری کار می کند که نیازهای اولیه انسانی او را نادیده گرفته اند. توجه به چنین چیزی، باعث ایجاد روابط پایدارتری بین همکاران و مشتریان می شود، به خصوص زمانی که کمپانی از پوشش تبلیغاتی دولتی خاصی برخوردار نیست و به‌طور معمول توجهی که به شرکت های دولتی می شود را دریافت نمی کند.شرکت های بزرگ دنیا تنوع بسیاری در اهداف خود دارند، اما چیزی که آنها را به سمت وادی موفقیت می کشاند، پافشاری و پشتکار در هدف اصلی و همیشگی ای است که شرکت برای خود و تیم کاری‌اش انتخاب کرده است.
شرکت ها و مدیران اجراییِ بسیار کمی هستند که توانسته اند دین را وارد حوزه کاری خود بکنند و افرادی هم که چنین کرده اند نتوانسته اند به عنوان یک شرکت دولتی درآیند. هابی لابی که یک خرده فروشی در زمینه هنر و صنایع دستی است و به وسیله رئیس میلیاردر خود، دیوید گرین اداره می شود توسط پسر یک کشیش که دوره هفتم را دو بار تکرار کرد و هرگز به کالج نرفت و به عنوان پسر یک سهامدار مشغول به کار شد، پایه گذاری شد. او یک کسب و کار کوچک در زمینه هنر و صنایع دستی راه انداخت که اجناسی چون تابلوهای هنری قاب شده را می فروخت و نهایتاً کسب و کارش را به  عنوان یک سازمان تبلیغاتی به صورت یک زنجیره گسترده از خرده فروشی درآورد که تقریباً دو برابر بزرگ ترین نانوایی یک کلیسا در سطح جهانی بود. در واقع هابی لابی را می توان یک سرباز سازمانی از سربازان مسیح دانست که نیمی از درآمد به دست آمده خود را به وزارت پروتستان می دهد، مغازه هایش را صرف نظر از حقوقی که به کارمندانش می دهد در روزهای یکشنبه تعطیل می کند تا به آنها یک فرصت برای عبادت کردن داده باشد. این شرکت همچنین دارای چهار کشیش برای پرداخت حقوق و دستمزدها است. شما ممکن است به شخصه به مأموریت مسیح اعتراض کنید اما آغوش سبز این کمپانی در دادن اعانه های مختلف و این که همواره دین را در رأس اهداف کاری خود قرار داده است و به آن متعهد بوده، کمک بزرگی برای آن شده است تا بتواند به شرکتش یک هویت قوی برای نگه داشتن کارکنان نسبتاً همیشگی و مشتریان وفادارش بدهد. اهداف بسیار متنوع برای شرکت های خصوصی وجود دارد و مذهب تنها هدفی نیست که این شرکت ها بتوانند و یا بخواهند دنبال کنند. برای مثال مأموریت شرکت پاتاگونیا با نام تجاری 600 میلیون دلاری خود در زمینه پوشاک در ونتورا کالیفرنیا، از اوایل 1970 تا کنون، در زمینه اقدامات زیست محیطی بوده است. مؤسس آن، اولین محصول خود را ساخت که میخ هایی برای کوهنوردان بود که بر خلاف میخ های معمولی، آسیب کمتری را به صخره ها می رساند، اما از آنجا که این میخ ها هم به مرور زمان صخره ها را تخریب می کردند و به طبیعت آسیب می رساندند، پس از چندی پاتاگونیا در راستای هدف زیست محیطانه خود، کسب و کار خود را از تولید این ابزار به سمت تولید پوشاک تغییر داد. کیفیت بالا، کاربرد روش های طبیعی، تولید محصولات سبز و استفاده از پارچه های قابل بازیافت و پارچه های طبیعی از اواسط سال‌های 1990، همواره در سر لوحه کاری این شرکت قرار داشته است. این شرکت 10 درصد از درآمد و سود خود را صرف فعالیت‌های زیست محیطی می کند و در رأس تمام تصمیم گیری هایش پاسخ گویی به نیازهای طبیعی جامعه ای که در آن قرار دارد را را قرار داده و می دهد.

 

2) شاد و راضی نگه داشتن کارکنان

بهترین شرکت های خصوصی و دولتی آنهایی هستند که هرگز و در هیچ شرایطی مردم و کارمندان خود را از دست نمی دهند. جیم گودنایت مدیر عامل و بنیانگذار مؤسسه ساس که یک شرکت تجزیه و تحلیل نرم افزاری است، یک بار چنین گفته است که: «اگر شما به کارکنان خود بیاموزید که آنها برای شرکت متفاوت هستند، آنها واقعاً به شیوه ای متفاوت کار خواهند کرد». تمام موفقیت این شرکت نیز در گرو همین حرف و ایده جیم و همکارانش می باشد؛ آنها از نیازهای مختلف کارکنان خود مراقبت و حمایت می کنند و به آنان حس متفاوت بودن را القا می کنند و در این زمینه یک سایت پزشکی راه اندازی کرده اند که شامل روانپزشکان، درمانگران، فیزیوتراپان و دیگر متخصصان است. همچنین در آن، خدمات دیگری از قبیل مراقبت های کودکان و والدین، کمپ ها و اردوهای تابستانی، معرفی جزییات خودرو، امور مختلف در رابطه با تفریح و خوش گذرانی و حتی نحوه نخ کشیدن برگ های توتون، نحوه شست و شو و خشک کردن یک استخر و … را ارائه می‌دهند و همین طور آموزش هایی در زمینه گلف، بیلیارد، تنیس، هاکی و … دارد. این مؤسسه دارای پایین ترین نرخ های گردش کارکنان در بازار صنعت است که عبارت است از نرخ 3.3 درصد در مقابل هنجار 22 درصدی موجود در کل صنعت و معنای این آمار راضی نگه داشتن و بالطبع شاد نگه داشتن کارکنانش است.

 

3) نشان دادن واکنش سریع در تطابق با شرایط

بسیاری از شرکتهای خصوصی موفق دارای سن زیادی هستند. بر اساس گزارشات 42 شرکت موفق از 220 شرکت، عمری به بلندی بیش از یک قرن دارند. داشتن چنین عمری و چنین میراثی به معنای بیات بودن و از رده خارج شدن آنها نیست. برای مثال هالمارک که بیش از یک قرن پیش پایه گذاری شده است، هنوز در ردیف های اول قرار دارد. هالمارک که در سال 1932 اولین مجوز موافقت نامه با دیزنی را امضا کرد که اولین سرمایه‌گذاری مشترک برای هر دو شرکت به حساب می آمد، در اوایل 1990 شروع به پایه گذاریِس یک خط از کارت تبریک هایی به زبان اسپانیایی نمود، قبل از آن که بازاریابی اسپانیایی شروع به کار کند و درست در زمانی که این بازار خاموش بود. در دوره های بعد کاملاً متنوع و هوشمندانه به سمت تلویزیون های کابلی رفت و با کارت های اینترنتی و معرفی برخی از اولین کارت های تراشه های صدا، دنیای اینترنت و تکنولوژی را در آغوش کشید و اکنون پیشنهادات محصولات جدید آن در بر گیرنده و تعداد زیادی کتاب های داستان که قابلیت ضبط شدن دارند می باشد. همه اینها می تواند نمونه‌ای از تلاش یک شرکت موفق و قدیمی برای بروز بودن باشد که در برگیرنده سرعت بالایی در مواجه شدن با موقعیت های جدید است، به گونه ای که بتواند از رقبایش جلو بیفتد و این حرکت های سریع، آنچنان با ذکاوت و هوشمندانه طراحی و برنامه ریزی شده اند که شرکت می تواند خود را به راحتی با شرایط موجود تطبیق دهد.

 

4) کارکردن در درازمدت و سال های متمادی

خصوصی بودن شرکت ها به آنها آزادی عمل بیش تری در دامنه فعالیت هایشان می‌دهد و در مواردی می تواند زمینه های ریسک پذیری آنها را بالاتر ببرد. برای مثال آنها را به سمت سرمایه گذاری برای پروژه هایی بکشاند که در درازمدت جواب می دهند. این عوامل باعث می شود که یک شرکت خصوصیِ موفق، اهداف درازمدت خود را فدای اهداف کوتاه مدتش نسازد و بداند که برای رسیدن به یک نتیجه خوب باید سال های سال در زمینه کاری خود فعالیت داشته باشد تا بتواند به جایگاهی که جهانی است برسد. چنین شرکت هایی به خوبی می دانند که یک شبه نمی شود راه صد ساله را رفت. برای مثال کوهلر که سازنده وسایل آشپزخانه و حمام است، با ریسکی به هنگام، خیلی زودتر از رقبای خود وارد بازارهای چین شد و به خودی خود فعالیتش را در آن بازار اقتصادی شروع کرد بدون این که منتظر بماند در یک سرمایه گذاری مشترک برنده شود و با ماندن در آن بازار برای سال های سال، گوی موفقیت را از دست رقبایش ربود.

 

5) داشتن نقشه خانوادگی

نزدیک به نیمی از بزرگ ترین شرکت های خصوصی آمریکا توسط بنیانگذاران اولیه و یا وابستگان آنها اداره می شود چراکه آنها به خوبی می دانند چگونه مسئولیت رسیدگی به مناقشات سیاسی داخلی را بر عهده بگیرند. اینکه معمولاً در بهترین شرکت های خصوصی دنیا، سرمایه و مسئولیت ها چنین سینه به سینه منتقل  می شوند، باعث می شود که شرکت و آینده آن، به دست افراد دلسوزی بیفتد که از روزهای اول زندگی شان با این کسب و کار و حرفه و زد و بندهای آن به خوبی آشنا بوده اند. به نوعی گویی اهداف شرکت، اهداف زندگی آنها به حساب می آید و به همین منظور بهترین تلاش را برای زنده نگه داشتن اسم و رسم خانوادگی خود انجام می دهند و اگر در این میان فردی کارش را به خوبی انجام ندهد همواره فرد بهترِ دیگری در بین همان خانواده برای جایگزین شدن وجود دارد و این گونه، شرکت همواره پابرجا خواهد بود، جدای از اهمیت دادن به این که چه کسانی و دقیقاً با چه نسبتی با مؤسس شرکت، در این مجموعه در حال فعالیت هستند.

 

6) جزیره نبودن

خصوصی بودن یک شرکت هرگز به معنای تنها ماندن و تنها ادامه دادن آن شرکت و ارتباط نداشتن با هیچ نیروی خارجی ای نیست. بهترین شرکت های خصوصی، همواره افراد خارجی بسیاری را استخدام می کنند که برخی را در هیئت مدیره و برخی را در دیگر موقعیت های اجرایی قرار می دهند. آنها همچنین از مشاورانی که در خارج از چهارچوب قرار دادی شرکت خود قرار دارند نیز استفاده می کنند و با انجام فعالیت های خاصِ انسان دوستانه و داوطلب محورانه، نقشی بسیار عالی در جامعه محلی و منطقه ای خود بازی می کنند. تمامی اینها بیانگر این است که داشتن حریم خصوصی هرگز به معنای عدم تعامل با دیگران نیست. از نگاهکه پایه گذار یکی از انواع گوشی های هوشمند است، داشتن مشاوران خارجی باعث می شود تا یک شرکت خصوصی بر دیگر جنبه هایی که مهم بوده، و از دید مشاوران داخلی نادیده گرفته می شوند نیز تمرکز کند و تمام این جوانب را بر پایه فرهنگی که در آن قرار دهد، بالنده سازد. از نگاه او می توان این فرهنگ پایه را در طول انجام فعالیت های متنوعی که داوطلبانه انجام می‌شوند و با به اشتراک گذاری سود و داشتن امکانات در سطح جهانی، بالنده تر نمود.

 

 

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.